|
أطيـعوا الله و أطيعــوا الرسـول و أولـي الأمــرِ منكـم
|
براي مشاهده ي تصوير در اندازه ي بزرگتر لطفا ایـــنجا كليك كنيد.

زنان امت مت My Community Woman
»» براي مشاهده ي ساير تصاوير و طرح هاي وبلاگ لطفا روي عناوين زير كليك كنيد.
»» براي مشاهده ي ادامه ي تصاوير لطفا كليـــك كنيد.
« بسماللهالرحمنالرحيم. يا ايهاالذين المدثر قم فانذر و ربك فكبر و ثيابك فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستكثر و لربك فاصــبر. »
آيات پر است از اوامر و وجوباتي كه بايد انجام شود و انذار دارد و تشويق و ... ولي آنچه براي تبيين مطلب امروز نياز است قسمت پاياني آيه است "ولربـــــــــــــــــــــكفاصبـــــــــــــــــــر" اين رسالتي است بر دوش همهي مؤمنان بالاخص پيامبران و ائمه كه رهبري و امامت و پيغمبري و هدايت مردم را عهدهدار هستند. صبر براي خدا و در راه خدا و در دين خدا براي هدايت نـــــــــــاس و ... است. وقتي ميگوييم رسالت است يعني صددرصد "نيـــــاز" است و "احتيــــاج" است. و گرنه آخرش تباهي است و گرفتاري. و خطاب خدا با مردم مؤمن است نه كافران و بيهودهپرستان و ماديپرستان و آنانكه مؤمن نيستند! مؤمن يعني چه؟ يعني اينكه مسيري از جانب الله تبيين شده براي سعادت و آنانكه با ايمان به پاياني سعادتمند، قدم در اين راه ميگذارند را مؤمن ميناميم و مطمئنا وقتي امري از جانب "الله" براي تهيه لوازم مورد نياز طي مسير سعادت صادر ميشود بديهي است كه مؤمنان آن لوازم را بايد تهيه كنند زيرا شرط و شروط رسيدن به سعادت و رسيدن به مقصد وابسته به اوامر اوست. بگذاريد قسمت اعظمي از تبيين و تفسير آيه را اختصاص بدهيم به كلام نائــــبالامــــام(حفظهالله) ايشان درخصوص همين آيه ميفرمايند:ايجامهي خواب به خود پيچيده. برخيز و انذار كن. و پروردگارت را بزرگ بشمار. و لباست را پاك كن. و از پليدي دوري كن. و منت مگذار و فزوني مطلب و بخاطر پروردگارت شكيبايي كن.
« خداوند در اول بعثت پيغمبر چند خط اساسي را جلوي رسول گرامي خود گذاشت كه باتوجه به اين چند خط و چند جهتگيري مهم، پيغمبراكرم(ص) بتواند اين بار سنگين بينظير را تحمل كند. يكي از اين خطوط، صبــــــــر بود. » (1)و اما نسبت رسالت پيامبري با امت و ملتهاي مؤمن چگونه قابل تصور است؟
« شما ميدانيد از اول پيروزي انقلاباسلامي ايـــران تا امروز چقدر توطئه، چقدر خنجرهاي پنهاني زهرآلود عليه اين ملت، عليه اين نظام به كار گرفته شده است؟ يك قلم توطئه عليه ما، يك جنگ هشت ساله بود. هشت سال عليه ما جنگ را تحميل كردند. يك قلم توطئه بر ضد جمهورياسلامي، تحريم سيساله است. امروز سر و صدا و جنجال تحريم را بلند ميكنند. تحريم مال امروز نيست؛ جمهوري اسلامي سي سال است كه تحريم اقتصادي است. صبر اين ملت، ايستادگي اين ملت، بر همهي اين خباثتها، عداوتها و كارشكنيها فائق خود آمد. امروز به توفيق الهي، باذناللهتعالي، جمهورياسلامي در قلهي اقتدار سياسي و امنيتي خود قرار دارد. صبر را، ايستادگي و پايداري را فراموش نكنيد؛ اين يك قلم مهم در برنامهي زندگي هر انساني است كه داراي هدف والاست. » (3)
مقدمه: در ادامه مباحث گذشته با موضوع "شرايط عمومي ولايت" از ديدگاه آيـــتالله مظاهري (مدظلهالعالي) در مجموع 8 شرط را مرور كرديم. و امروز به سراغ نهمين شرط يعني "شـــــــرحصـــــــدر" ميرويم. مثل هميشه اين نكته را در آغاز تذكر بدهم كه تمامي مطالب درج شده در وبلاگ با موضوع "شرايط عمومي ولايت" تلخيصي هستند از مقالهي مفصل معظم له در فصلنامهي "حكومت اسلامي". (1)

شــــرط نهـــم: شـــــــــــــــــــــــــــــــرحصدر
شرح صدر يا همان سعهي صدر از جمله شرايط لازم براي وليفقيه است. آيات و روايات فراواني بر لزوم چنين شرطي تأكيد دارند. افزون بر اين آيات و روايات، عقل انسان نير بر نيكو بودن اين ويژگي و وجوب برخورداري از آن، حكم ميكنند؛ بهويژه براي فردي كه متصدي امور اجتماعي ميشود. در ادامه، به برخي از آيات و روايات در اينباره اشاره ميشود:
اول: لزوم برخورداري از شرح صدر، براي راهيابي به ديــــن اســـلام.
بيترديد، براي هدايتيافتن به مسير اسلام – همچون ديگر افعال و موضوعات – شرايطي ويژه و منحصر به فرد لازم است. در علم اصول به اين شرايط منحصر به فرد، "اقتضــــــــاء" گفته ميشود. لذا از آنجا كه هر كاري اقتضائاتي دارد، هدايتيافتن به سوي حق نيز اقتضاي ويژه خود را دارد كه همان شرح صدر است.
« فمن يـــرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام و من يـــرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كانما يصعد في السماء كذلك يجعل الله الرجس علي الذين لايؤمنون. » (انعـــــــــام،آيه 125) " پس هر كس را كه خدا بخواهد هدايت نمايد؛ دلش را به پذيرش اسلام ميگشايد و هر كسي را كه بخواهد گمراه كند؛ دلش را سخت تنگ ميگرداند؛ چنانكه گويي به زحمت در آسمان بالا ميرود. اينگونه، خدا پليدي را بر كساني كه ايــــمان نمي آوردند، قرار ميدهد. "
دوم: لزوم برخورداري از شرحصدر براي هدايتگر.
كسي كه ميخواهد در هدايت بندگان به سوي خداوند، خليفهي خداوند قرار گيرد، بايد شرح صدر داشته باشد؛ همچنان كه حضرت موسي (عليهالسلام) هنگام مبعوث شدن از سوي خداوند براي انذار قوم خويش، از خداوند درخواست شرح صدر نمود:
« قال رب اشرح لي صدر و يسر لي أمري واحلل عقده من لساني يفقهوا قولي. » (طه،آيه25- 28) " گفت: پروردگارا! سينهام را گشاده گردان و كارم را براي من آسانساز و از زبانم گره بگشاي، {تـــا} سخنم را بفهمند. " (از نگاه حضرت موس (عليهالسلام)، اولين ابزار و لازمه نبوت، "شرح صدر" است.)
سوم: لزوم شرح صدر براي حاكم.
گفتيم كه هدايتگر بايد از شرح صدر برخوردار باشد. بنابراين، فردي كه حاكم و وليّ جامعه ميشود و ميخواهد جامعه را در مسير رضايت خداوند و مسير كمال، هدايت كند، بايد از اين ويژگي برخوردار باشد. سخن حضرت يوسف (عليهالسلام) خطاب به برادرانش مصداق بارزي از شرح صدر هدايتگرانه است كه در قرآن اين گونه آمده است:
« اذ أخرجني من السجن و جاء بكم من البدؤ من بعد أن نزغ الشيطان بيني و بين اخوتي. » (يوسف،آيه100) " آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان {كنعان به مصر} باز آورد؛ پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد. "
پيامبر خاتم (صلياللهعليهوآله) كه بهترين خصلتها را داشت و خداوند دربارهي او ميفرمايد: "و انك لعلي خلق عظيم." (قلم،آيه4)، ميتوانست به هنگام فتح مكه، شمشير برگردن مكيان بنهد و از كردهي آنان انتقام بگيرد، اما به مكيان سخني را گفت كه حضرت يوسف به برادرانش گفته بود: "لا تثريب عليكم اليوم." (يوسف،آيـــه92)؛ امروز بر شما سرزنشي نيست. همچنان كه يوسف از گناه برادرانش در گذشت، رسول خــــدا (صلياللهعليهوآله) نيز همهي مشركان ساكن مكه را بخشيد؛ مشركاني كه نه از عشيرهي او و نه از خانوادهاش بودند! (بلاذري،1956م،ج47:1؛ يعقوبي،بيتا،ج60:2) اين نيز فقط در پرتو بهرهمندي از شرح صدر ممكن ميشود.
چهارم: سعهي صدر؛ شرايط لازم براي ولايــــت.
اكنون، پس از بيان مطالب بالا، برآنيم تا بگوييم براي كسي ولايت وجود ندارد، مگر اينكه شرح صدر داشته باشد؛ زيرا هيچكاري به انجام نميرسد، مگر اينكه لوازم و ابزار آن فراهم شود. اين امري بديهي و يك حكم عقلي است. مؤيد اين حكم عقل، فرمايش گهربار امامعلي (عليهالسلام) است كه ميفرمايند: "آله الرئاسه سعه الصدر" (نهجالبلاغه،حكمت176،آمدي،342:1385؛مجلسي1403ق،ج357:72). بنابراين رياست فقط زيبنده كسي است كه شرح صدر داشته باشد.
نتيجــــــــه: از آنچه گفتيم چنين نتيجهگيري ميشود كه شرحصدر از لوازم ولايت داشتن است؛ چنانكه همهي پيامبران و رسولان الهي به اين ويژگي متصف بودهاند و بلكه اين ويژگي از برجستهترين صفات آنان بوده است. پس كسي كه ميخواهد در ولايتورزي بر جامعه، راه آنان بزرگان را بپيمايد و جانشين آنها باشد، بايد اين ويژگي را دارا باشد؛ زيرا كسي كه شرح صدر ندارد، نميتواند خود به سوي خير هدايت يابد و به طريق اولي نميتواند جامعه را به سوي حق رهنمون باشد.
(1) فصلنامه علمي - پژوهشي"حكومتاسلامي" (شماره 56،57)، مقالهي بررسي فقهي شرايط عمومي ولايت و حكومت به نويسندگي حضرت آيـــتالله مظاهري (حفظهالله).
شـــرايـــط ولايت و حكومت (آنچه گذشت) :
» شرايط عمومي ولايــــت و حكومـــت (عـــدالـــــــــــــت)
» شرايط عمومي ولايــــت و حكومـــت (طهارت بـــاطـــن)
» شرايط عمومي ولايــــت و حكومـــت (كمـــال عقلــــي)
» شرايط عمومي ولايــــت و حكومـــت (شجـــاعــــــــت)
(تبييــــــــن گفتمان حقيقي 9دي) + طرح و تصوير
مقدمه: در تعريف يك مفهوم و يا اصطلاح يك سري شاخصهايي مطرح است كه همانها باعث تخصيص و نهايتا خروج يك سري ادعاها و ارادههاي مجازي و غيرحقيقي ميشود كه مشخصا هيچ رابطهي معنوي و يا حتي ظاهري و شكلي با حقيقت و معرف مورد نظر ما ندارند حال ما در ادبيات انقلاب و گفتمان عقيدتي وقتي ميخواهيم مفهوم نو و بديع 9دي را تعريف كنيم بايد به اين مطلب و نكتهي اساسي توجه داشته باشيم.
تبييــــــــن ابتدايي: همانطور كه در تقويم جمهوري اسلامي مقدس ايران 9دي را روز ميثاق امت با ولايت معرفي كرده كه به حق هم همين بوده و خواهد بود ولي اينجا يك مسئلهايي وجود دارد كه برخي امت را با ميزان ملت ميسنجند و يا ولايت را با ميزان سادهايي همچون "رهبر"! كه اين به نظر نميرسد تعريف حقيقي و حتي شكلي و ظاهري و حداقلي از آن "يــــــــــــــــــوماللــــــــــــــــه" باشد. و بيشتر از آنكه نشان از شناخت باشد نشان از عدم شعور كافي براي درك درست از يك واقعيت است!

براي مشاهده تصوير در اندازه ي بزرگتر لطفا ايـــنجا كليك كنيد.
تبييــــــــن گفتمان حقيقي 9دي:
براي رسيدن به يك تببين حقيقي و درست از "ميثاق امت با ولايت" بايد گفتمان شيعي "امت و امامت" را و تجلي آن در يوم الله 9دي مختصرا توضيح داد.
"امت" را بارها در اين پايگاه ترجمه و ريشهيابي و مصداق شناسي كرديم ولي براي اينكه مطلب امروز را نيز كمال برسانيم يك بار ديگر با بيان مصداقي كاملا مرتبط آن را تبيين مينماييم:
عاشورا هميشه با گفتمان "امت امام" و با تعداد كمي "72" تن شناخته ميشود كه همهي اين ها، از آن كيفيت عقيده تا اين تعداد كمي 72 تن؛ كدها و نشانههايي است براي درست درك كردن و درست انديشيدن پيرامون آن قيام و حركت انقلابي. اين دو ميزان چه كيفي و چه كمي هر دو ميخواهند ما را از ظاهر به متن برسانند هر دو ميخواهند ما را از ميزاني با خبر كنند به نام "محور امت بودن" هر دو ميخواهند ما را به اين درك برسانند كه اگر اين طرف رهبري با گفتماني يكسان با طرف باطل وجود دارد پس فرق اساسي در چيست؟ فرقهاي اساس در محور تجمع است آن سمت يك ملت به رهبري يك رهبر وجود دارد كه نامش يزيد است آمده است رهبر دنيا باشد و امروز و فرداي دنياي ملتش باشد. ولي اينجا اجتماعي از جمعيتي بسيار اندك ولي با گفتماني اعتقادي و الهي كه نامش "حسين" نيست نامش "امــــام حسين (عليهالسلام)" است. حال اساس تجمع 9دي آيا "رهبري دنيوي و مادي است"؟ اساسا اينهمه خروش و شعارهاي عقيدتي فقط براي فرار از نوعي توحش بخشي از ملتي در تاريخي مشخص بوده؟ اساسا لبيك يا فرد است يا لبيك يا ولايت است؟ لبيك يا سيدعليخامنهاي است؟ يا لبيك يا امـــــــــــــــــــــام سيدعليخامنـــــــــهاي است؟ آيا تجمع 9دي فرياد برائت از سياست است و يا اعلام همبستگي با سياست متعالي همچون "امــــامـــت" براستي كداميك؟ اصلا چرا "هيئاتمنذله" ؟ آيا آنهايي كه هتك حرمتي تاريخي و خودزني تاريخي را انجام دادند خارج از "ملت ايران"بودند؟! مطمئنا آنها نيز از همين ملت بودند ولي آيا هم اعتقاد هستند؟! آنها شايد از ملت باشند ولي با توجه به گفتمان "امامت – امت" هيچ نسبتي با "امت" عاشورايي 9دي ندارند. آنها در حقيقت ارادهايي غيرحقيقي از گفتمان "جمهوري اسلامي ايران" هستند كه در ميان امت جمهورياسلاميايران هيچ جايگاهي ندارند.
همين شاخص را ميتوان در تبيين مفهوم ديگر يعني "امام" و مشخص كردن فرق اساسياش با واژگان مادي "رهبري" پيريزي كرد. كوتاه و مختصر اينكه فتنهگران عاشورا نيز رهبري مطابق با گفتمان ديپلماتيك و سياسي و مادي بهره ميبردند حتي بيشتر از يك رهبر هم داشتند!! ولي آيا ما هم "رهبري" با همان گفتمان داريم يا وجهي بخصوص و متعاليتر از آن يعني "امامت"؟! ما قبل از آنكه به كميت و تعداد نفرات بپردازيم از كيفيت اعتقادمان هميشه سخن ميگوييم از اينكه "امت حزبالله" هستيم از اينكه "امت امام" هستيم از اينكه "امت امام خامنهاي" هستيم.
1 نكتهي كوتاه: صحبت از 72 تن و غيره نشاني است براي آگاهي بخشي به اين مسئله كه "تعداد و كميت و مادينگري" اساسا در مباحث اعتقادي و عقيدتي و شناخت حق از باطل جايگاهي ندارد.
مطالب مرتبــــط در تبيين گفتمان حقيقي 9دي:
» امـــــــــت امـــــــــام خامــــــنه اي (قسمت اول)
» امـــــــــت امـــــــــام خامــــــنه اي (قسمت دوم و پاياني)
» از حُر ملــــت تا حُر اُمـــــت (به نقل از استاد پناهيان و دكتر شريعتي)